پرسش و پاسخ




دختر آفتاب

سلام من ١٧ سالمه دو سال پيش يكي دوسم داشت منم دوسش دارم اونم ١٨ سالشه الان دو سال هست با هميم ولي هنوز نامزدي نكرديم تازگيا خيلي رفتارش فرق كرده نميدونم چيكار كنم تا ميخوام تمومش كنم همه چيو باز يه حرفي ميزنه دلم نميشه حس ميكنم خسته شده ولي خودش اينو نميگه أصلا تا خودم بهش پيام ندم پيام نميده بهم تبريك تولد نگفت گفت سوسول بازيه ولي برا دوستاش استوري ميزاره واسه من يك تبريك خشك و خالي هم نميگه ميترسم ازش جدابشم ولي اصلا رفتارش باهام خوب نيست ابراز احساسات نميكنه هيچي لطفا كمكم كنين؟



دختر آفتاب

سلام من ١٧ سالمه دو سال پيش يكي دوسم داشت منم دوسش دارم اونم ١٨ سالشه الان دو سال هست با هميم ولي هنوز نامزدي نكرديم تازگيا خيلي رفتارش فرق كرده نميدونم چيكار كنم تا ميخوام تمومش كنم همه چيو باز يه حرفي ميزنه دلم نميشه حس ميكنم خسته شده ولي خودش اينو نميگه أصلا تا خودم بهش پيام ندم پيام نميده بهم تبريك تولد نگفت گفت سوسول بازيه ولي برا دوستاش استوري ميزاره واسه من يك تبريك خشك و خالي هم نميگه ميترسم ازش جدابشم ولي اصلا رفتارش باهام خوب نيست ابراز احساسات نميكنه هيچي لطفا كمكم كنين؟

سلام عزیزم گفتی که دوسال هست دررابطه هستیدولی اخیراایشون به شماکم محلی می لکنند و توجه  نمی کنندبایدعرض کنم خدمت شماکه اساسااسلام باتوجه به آیه( ولاتقربوالزنا) بارابطه ودوستی پیش ازازدواج موافق نیست  ومنظوراززنابه طورعام دربرگیرنده هرنوع زنامی باشدحتی زنای چشم ودیداری 
بطوریکه درعلوم کشف شده روانشناسی هم   داریم که زیرسن 20سال وارد رابطه نشویدبخاطراینکه در ارتباط زیرسن 20سال، سلیقه طرف تغییرمی کندواین اقادوسال پیش عاشق شماشده بعدازدوسال دیگه عاشق شمانیست والان دیگه سلیقه اش عوض شده درصورتیکه اگرشمادرسن سی سالگی وارد رابطه شویدطرف بعدازدوسال رابطه، دیگه به این سرعت ازشماخسته نمیشودبخاطراینکه اونجادیگه به  یک ثبات عقلی وعاطفی رسیده است توی 23و24سالگی هم همینطور ه. امازیر18 سالگی رابطه هاخطرناک هست وهیجانی
چرا؟ چون دختر پسردرسن بلوغ هستن

ودرسن بلوغ  قسمت هیجانی مغز رشد کرده وشماسرتاپاهیجان هستیدامادرسن 18سال و19سال به بعدقسمت منطقی مغز رشد‌ش کامل میشه بنابراین بسیاری ازرفتاهاتون منطقی ترمیشه وخیلی ازانتخابهایی که قبل ازاین داشته ایدراقبول نداریدودیگه براتون جذابیت نداره به حال این اقادیگه ارتباط باشمارادوست نداره وقتی ایشون باشماتماس نمی گیره شماهم نبایدباایشون تماس بگیرید واصلا لزومی نداره به ایشون اعلام کنیدکه این رابطه رامیخواهم تموم کنم همینکه شمابهش زنگ نزنی وپیام ندهی متوجه میشه  که شماهم دیگران رابطه رانمیخواهی . اصلامن نمیدونم شما درسن 17سالگی آمادگی وشرایط ازدواج راداری یانه؟ درواقع الان وقت درس خواندن است نه این ارتباطات. شمابایدبرای کنکور دادن آماده بشیدلذابچسبید به زندگیتون واین ارتباطات درسن 16و17، سالگی شغل نمیشه، زندگی نمیشه  براتون، شمابایددرس بخونی واینده شغلی وتحصیلی  خوب برای خودت فراهم کنی  وکمک کنی به استقلال بیشتر وافتخارافرینی برای خودت وخانواده ات. واگرهم  به درس علاقه نداری به مهارت آموزی درهنری بپرداز تاخبره شوی واز طریق آن به تدریس بپردازی واینده پرباری برای خودت بسازی.
وارتباطتون رابااین اقاقطع کنید نیازبه اعلام پایان ارتباطتان نیست که دلتون نیاد، عملا باتماس نگرفتن وپیام ندادن این مساله رابفهمانیدودرسن 17سالگی کاسه گدایی محبت دستتون نگیریدکه تورازخدا زنگم بزن یاپیام تبریک تولد بهم بده بنابراین زمانی واردرابطه  بشیدکه آمادگی ازدواج دارید وشغلتون وتحصیلتون وهدفهای مهم زندگیتون مشخص باشد وحداقل درمسیرکسب انهاباشیدچون رابطه بی موقع آسیبهایی جدی وجبران ناپذیربه شما آینده تون خواهدزد
  موفق باشید



ریحانه

اگر همه اهل خانه نمازخوان باشند به جز فرد یا افرادی از آن چه باید کرد؟ در خانواده ما همه نماز می خوانند به جز برادر و دختر ۱۳ ساله ام. از این بابت نگرانم، راهکار شما در این باره چیست؟



ریحانه

اگر همه اهل خانه نمازخوان باشند به جز فرد یا افرادی از آن چه باید کرد؟ در خانواده ما همه نماز می خوانند به جز برادر و دختر ۱۳ ساله ام. از این بابت نگرانم، راهکار شما در این باره چیست؟

به سه دلیل ممکن است فرد با نماز انس نگرفته باشد؛ یکی بحث تربیتی خانواده و الگوگیری در آن است، دیگری محیط تحصیلی و دوستان فرد هستند و بحث بعدی بحث جهان بینی و احکام و مبانی و معارف اسلامی است که باید بررسی شود چگونه به فرد منتقل شده است.
 الگوگیری در محیط خانواده؛ اسلام دین سختگیر و خشنی نیست؛ بلکه دین رافت و مهربانی است. چراکه اساس آن بر این نیست که تکالیف الهی و واجبات آن را با زور و خشونت بر مکلف تحمیل کند. دین اسلام با تکیه بر سیره عملی اهل بیت(علیهم السلام) بنا دارد انجام تکالیف الهی را بر اساس مودت و رعایت اخلاق اسلامی برای افراد تبیین کند. مصداق مهربانی در این باره، نشستن حسنین(علیهما السلام) بر دوش پیامبر(ص) هنگام سجده در نماز است که حضرت از سجده بلند نمی شوند و صبر می کنند تا خود کودکان از روی دوش ایشان پایین بیایند. این امر نشان می دهد که پیامبر (ص) نمی خواهند تصویر بدی از نماز در ذهن کودک به جا بماند؛ بلکه بر عکس با صبر و حوصله تصویر دلنشینی از نماز به کودکان نشان می دهند. در واقع، این موضوع برمی گردد به اینکه ما در دوره کودکی فرزندمان چه تصویری از نماز  در ذهن او ایجاد کرده ایم. به اینکه؛ آیا از سیره عملی اهل بیت به درستی الگو گرفته ایم یا خیر.
ما نمی توانیم در سن ۱۳ سالگی یکدفعه و با تحت فشار گذاشتن فرزند خود، او را به نماز خواندن اجبار کنیم؛ چراکه اسلام سفارش می کنداز دوران کودکی و پیش از رسیدن به سن بلوغ تصویر زیبایی از نماز در ذهن کودک ایجاد کنیم. برای نمونه، چنانچه کودک شیرخواره ای گریه می کند، اول تقاضای او را اجابت کنیم، بعد به نماز بایستیم. 
در آهنگ رشد کودک گاهی به تکرار مشاهده کرده ایم که کودکان تا سه سالگی دوست دارند مهری را که در هنگام نماز بر آن سجده می کنیم، بردارند و با آن بازی کنند. در این شرایط با او چطور برخورد کرده ایم؟ آیا بر اساس سیره عملی پیامبر(ص) با مهربانی با او برخورد کرده ایم و یک مهر اضافه به همراه داشته ایم، یا مهر را با خشونت و تندی از دست کودک کشیده ایم، یا بعد از نماز او را تهدید کرده ایم.
یا در چهار سالگی که بعضا زمانی که به سجده می رویم کودک دوست دارد بر دوش ما بنشیند. روش برخورد ما باید سیره عملی پیامبر باشد. این سیره رفتاری هماهنگ با روند رشد کودک ادامه پیدا می کند، تا ۵ سالگی که اسلام می گوید حالت نماز خواندن را به بچه ها بیاموزیم و در ۶ سالگی رکعات و اذکار نماز را به آنها یاد بدهیم.
 یا بر اساس سیره عملی بزرگان دین برای تربیت بهتر فرزندان آنها را به مسجد ببریم؛ چراکه بهترین محل برای تربیت و رشد اخلاقی فرزندان مسجد است که اگر ماوای آنها شود، نگرانی های ما در دوران نوجوانی فرزندمان کمتر خواهد بود و اینگونه با روش های سیاستمدارانه و مسالمت آمیز کودک ما با نماز انس می گیرد و تا زمان تکلیف به این سبک عادت می کند.
اسلام بهترین زمان شکل گیری شخصیت اولیه کودک را تا ۶ سالگی می داند که باید تکالیفی چون؛ حجاب، نماز و ... را در همین دوره در او نهادینه کرد. در حقیقت، سیره رفتاری بزرگترها در انجام امور دینی، آثار خود را در تربیت دینی و اخلاقی فرزندان به جا خواهد گذاشت. 
به تحقیق، اگر این سبک تربیتی همراه با تشویق در به پا داشتن نماز ادامه یابد، اثرات مطلوب تری خواهد داشت.  بی شک به تناسب محیط زندگی و توجه پدر و مادر، فرزند به مرحله کسب معرفت بیشتر و حضور قلب در نماز خواهد رسید.
محیط تحصیلی و دوستان؛ مرحله بعدی که باید آسیب شناسی شود، محیط مدرسه و دوستان است؛ کسانی که تاثیر بسیاری در انجام این فریضه دینی دارند. از آنجا که در روان شناسی دوره همسالان دوره ۱۱ سالگی به بعد است که فرد از حالت کودکی بیرون می آید و وارد دوره نوجوانی می شود، دوره استقلال و هویت یابی کودک شروع می شود و به طور حتم در این سن الگوی نوجوانان هم سن و سالانشان خواهند بود؛ لذا بیشترین تبعیت، تقلید و الگوپذیری از محیط دوستان خواهند داشت. بنابراین اگر فرزند ۱۳ ساله شما در محیط تحصیلی، دوستان مناسبی که اهل نماز نباشند داشته باشد، باید در دوستیابی مجدد ومحیط تحصیلی، او را یاری داد.
نحوه انتقال احکام و معارف اسلامی؛ نکته بعدی این است که به فرزندمان چه نوع جهان بینی در خصوص معارف اسلامی ارائه داده ایم. آیا آثار و فواید روان شناسی از نماز را به درستی به او آموزش داده ایم یا خیر. آیا در ذهن فرزند ما گزاره های تصویری زیبایی از رفتار یک فرد دیندار باقی مانده است یا خیر. اینها همه مباحثی است که جای کار بسیاری دارند. لیلاوطنخواه دکترای مطالعات زنان وخانواده (مشاوره خانواده)



زینب

بچه من از همه چیز و همه کس می ترسد، لطفا بفرمایید باید چه کار کنم که ترسش بریزد؟



زینب

بچه من از همه چیز و همه کس می ترسد، لطفا بفرمایید باید چه کار کنم که ترسش بریزد؟



زینب

بچه من از همه چیز و همه کس می ترسد، لطفا بفرمایید باید چه کار کنم که ترسش بریزد؟

علت و ریشه ترس کودک شما ناشی از اضطراب و استرسی است که از قبل به او وارد شده است.
ما باید ابتدا عامل ترس را شناسایی کنیم و ببینیم چه شوکی به کودک مذکور وارد شده که سبب شده او از افراد ترس داشته باشد و از آنها فراری شود. آیا فردی از اقوام او را ترسانده یا کسی رفتار بدی با او داشته، یا مورد پرخاشگری قرار گرفته یا مورد ترس از کسی، حیوانی یا شیء ای بوده است. برای مثال شاید قبلا گربه ای به سمت او پریده است. به هر حال ما باید ببینیم عامل ترس این کودک چه بوده است. بعد از شناسایی عامل، ما باید یک بازسازی صحنه ای داشته باشیم. برای نمونه اگر آشنایان با رفتارشان در گذشته ترس و پرخاشگری در ذهن کودک باقی گذاشته اند در این صحنه بازسازی باید با روی خوش و مهربانی، گذشته را جبران کنند و با محبت با کودک برخورد کنند، اینگونه، اضطراب و ترس او به مرور زمان برطرف شود. 
اما اگر عامل ترس شناسایی نشد و مبهم ماند  خانواده باید نقش حمایتگری و محبت ورزی خود را برای کودک فعال کنند و با داستان گویی نرم و لطیف، در حالی که کنار بستر خواب کودک هستند و همراهی اش می کنند و دستان او را با محبت می فشارند، فضای گرم و صمیمی برای او ایجاد کنند.
 بنا بر آنچه گفته شد، اگر خانواده، این کودک را از روی مهرورزی در کانون توجه و محبت و آغوش گرم خود قرار دهند و او را سیراب کنند، این مشکل پس از گذشت ۱۰ تا ۳۰ روز درمان خواهد شد، به شرط اینکه دیگر اجازه ندهیم اقوام و آشنایان با کودک رفتار نادرستی داشته باشند و خشن با او برخورد کنند.